دیشب، شنبه هفتم خرداد 90، دوباره پویان فرزین و مهرداد غلامی روی سن اومدن. بله، کماکان کنسرتهای انجمن فلوت ایران ادامه داره و منم به صورت پیگیرانه دنبال ماجرا رو گرفتم و نمیتونم از این لذّت حضور، خودم رو بیبهره کنم.
در قسمت اوّل پویان فرزین با فلوت باروک و بابک کوهستانی با ویلن هشت قطعه رو همنوازی کردن. ترکیبی که خیلیخیلی گوشنواز بود و هر دو، سازها رو عالی به صدا در میاوردن. اوّلین بار بود که صدای فلوت باروک رو میشنیدم. گنگی صدای ساز همون چیزیه که نمیشه هیچ جوری با فلوت کلیددار توضیحش داد. صدای خیلی خوبی داره. و پویان فرزین بسیار زیبا مینواخت. میتونم بگم تکتک قطعات رو دوست داشتم.
در بخش دوم مهرداد غلامی به همراه ویلنِ امین غفاری و ویولای بابک کوهستانی نُه قطعه را اجرا کرد. قطعات اون قدر زیبا بودن که از وقتی از اونجا بیرون اومدم، بین سیدیهای رامپالم گشتم تا دوباره گوش بدم. گوش میدادم و مهرداد غلامی توی ذهنم میومد و مالامال از حس خوب و آرامشی میشدم که توی کنسرت برام به ارمغان آورده بود. ترکیب این ساز (فلوت) با سازهای زهی یه چیزی به وجود میاره که بهش میگن دلنشین. حسّی که توی اجرای مریم گلزاریانپور هم بود. (البتّه اونجا ویلنسل در کنار این سازها حضور داشت) امّا تو اجرای مهرداد بیشتر خودشو نشون داد.
بعد از تنفّس کوتاه و استراحت، مهرداد غلامی بخش سوم کنسرت دیشب رو به همراه مهرداد مهدوی و گیتارش اجرا کرد. خب الآن انتظار دارین چی بگم؟ عالی بود!!! ده قطعهی فوقالعاده اجرا شد. شاید پر بیراه نباشه اگه بگم این اجرا چیزی از جمعه شب و آقای مایر کم نداشت. این نظر منه و البتّه روش پافشاری هم میکنم.
دیشب رو دوست داشتم. نزدیک یک ساعت و نیم نشستم به شنیدن سازهای مختلف با محوریّت فلوتِ عزیز، و اصلاً گذر زمان رو حس نکردم. بس که دلچسب بود و خواستنی.
***
امشب هم، یکشنبه هشتم خردادماه، آخرین شب از اجراهایی بود که شرکت کردم. کی روی سن اومد؟ دکتر آذین موحّد. استاد مسّلم فلوت. پیانیستشون هم مثل سه اجرای دیگه، خانم گوهر کیورغیان از ارمنستان بودن.
کلّاً نه قطعه در دو بخش زده شد. خیلی مسائل باعث شد که اجرای چندان خوبی رو شاهد نباشیم. نه اینکه بد باشه، ولی خب عالی نبود. دوندگی بسیار زیاد ایشون برای استارت این انجمن و برگزاری کنسرتها، خستگیای که به خاطر حجم همین مراسم وجود داشت، کارهایی که مسئولیّت و مجریش خود خانم موحّد بودن و مسائلی از این دست باعث شده بود که اجرا چیزی که ازش انتظار میرفت نباشه. با این حال، سالن مملو از جمعیّت بود. آقای گرهارد مایر هم اومده بودن. ظرفیّت بالکن هم پر شده بود. حتّی چند نفری روی پلّهها نشسته بودن. استقبال خوبی شده بود. و همهی این جمع، به شدّت دکتر موّحد رو مورد تشویق خودشون قرار دادن. به عنوان جایزه، دوباره روی سن برگشتن و یه قطعه رو نواختن. و چه عالی نواخته شد. واقعاً اجرای آخر رو دوست داشتم.
کنسرتها به پایان رسید. یک هفته با فلوت همراه بودم. یک هفتهی خوب و خستگیدر کننده.
عکس از اینجا
—
چندین شب با فلوت – قسمت اوّل
چندین شب با فلوت – قسمت دوم
چندین شب با فلوت – قسمت سوم